دلتنگی
از غصه ی او کنج دلم کز نکنم..
تا بغض دلم شکست جولان ندهم..
از دست زمانه جز و واجز نکنم..
ای کاش بدانم که غم یار چه بود..
آن “دایره” و “نقطه پرگار” چه بود..
عکسی ز عزیز پاره می کرد چرا..
تفسیر “پیاله”، “عکس دلدار” چه بود..
ای کاش بدانم که چرا پر زده ای..
لب را به لب کدام ساغر زده ای..
ای باور تو کرده مرا سر در گم..
پاتک به خط کدام باور زده ای..
ای کاش که دستان تو را گم نکنم..
خود را نگران حرف مردم نکنم.
عکس تو همیشه دم جیب دلم است..
آنجاست، که پاره نشود، گم نکنم..
ای کاش حضورت ، نفست، گم نشود..
تا زندگی ام گنگ و تلاطم نشود..
این سایه ی سر ،حاصل سروی چون توست..
این سرو، قسم می خورم هیزم نشود..